نظرسنجی

چالش کنترل کیفیت در سازمان‌ها

چالش کنترل کیفیت در سازمان‌ها
دانلود مقاله
امروزه بهبود كيفيت محصولات و خدمات ارایه شده  به يكى از مهمترين استراتژى هاى رقابتى در بازار تبديل شده و پياده سازى اصول مديريت كيفيت جامع در سازمان براى نيل به موفقيت در دراز مدت از طريق جلب رضايت مشترى و تأمين منافع همه اعضاى سازمان و جامعه، هدفى است كه دستيابى به آن براى هر مديرى ارزشمند است.
 بايد توجه داشت كه در تعاريف ارایه شده براى كيفيت در سازمان، دو جنبه مختلف براى آن در نظر گرفته مى شود: كيفيت طراحى و كيفيت انطباق. منظور از كيفيت طراحى، درجات مختلفى از كيفيت محصول يا خدمت است كه توسط سازمان و به عمد در نظر گرفته مى‌شود تا از اين طريق محصول يا خدمت بتواند پاسخگوى نياز گروه‌هاى مختلف مشتريان باشد. دستيابى به موفقيت در اين باره، وابسته به مطالعه دقيق بازار براى شناسايى نيازمندیهاى مشتريان و تقسيم بندى آنها در گروه هاى مختلف است تا به اين ترتيب كيفيت طراحى، متناسب با نياز هر گروه اعمال شود، اما منظور از كيفيت انطباق، ميزان مطابقت محصول با نوسان‌ها و مشخصات طراحى است. اين به آن معنا است كه محصول خروجى تا چه ميزان توانسته است با ويژگى هايى كه در مرحله طراحى براى آن در نظر گرفته بوديد، مطابقت داشته باشد. 
عوامل تاثیرگذار بر کیفیت و هزینه های آن
كيفيت انطباق متاثر از عواملى مانند فرآيند ساخت، عملكرد نيروى انسانى، ميزان كنترل بر فرآيند و غيره است. به طور كلى هزينه هاى مرتبط با توليد، شناسايى، تعمير يا اجتناب از توليد محصولات فاقد انطباق هزينه هاى كيفيت است. اين هزينه ها به طور كلى به چهار دسته تقسيم مى شوند كه در ادامه به آنها اشاره مى كنيم. 
هزينه هاى پيشگيرى
آن دسته هزينه هايى هستند كه سازمان طى فرآيند طراحى و توليد متحمل مى شود تا جلوى توليد محصولات فاقد انطباق را بگيرد. اين هزينه ها عبارتند از: مهندسى و برنامه ريزى كيفيت، بازنگرى محصولات جديد، طراحى محصول ،فرآيند كنترل فرآيند، آزمايش شناسايى قطعات   بی كيفيت، آموزش، جمع‌آورى و تجزيه و تحليل داده هاى مربوط به كيفيت. 
هزينه هاى ارزيابى هزينه هايى هستند كه به دليل اندازه گيرى، ارزيابى يا مميزى محصولات، قطعات و مواد خريدارى شده براى حصول اطمينان از مطابقت آنها با استانداردها، به سازمان تحميل مى شوند. اين هزينه ها عبارتند از: بازرسى و آزمايش مواد ورودى، بازرسى و آزمايش محصول، سرويس دهى به ابزارهاى آزمايشى براى دقيق نگه داشتن آنها.
هزينه هاى خرابى داخلى
در صورتى كه عدم مطابقت محصول با استانداردهايى كه براى آن در نظر گرفته شده، درون خود كارخانه و پيش از ارسال محصول براى مشترى شناسايى شود، هزينه هاى خرابى داخلى به سازمان تحميل مى شود. بالا رفتن هزينه هاى پيشگيرى مى تواند منجر به پايين آمدن       هزينه هاى خرابى داخلى و خارجى شود. بنابراين يك مدير كيفيت بايد بتواند با در نظر گرفتن تعامل بين اين هزينه ها، سياست كيفيت بهينه براى سازمان را شناسايى كرده و آن را به كار بندد. اين هزينه ها عبارتند از: دورريز، دوباره كارى، آزمايش مجدد، تجزيه و تحليل خرابى، توقف خط توليد، بازده از دست رفته و مرغوبيت كمتر.

هزينه هاى خرابى خارجى
اين هزينه ها زمانى به وجود مى آيند كه محصول پس از رسيدن به دست مشترى، نتواند رضايت او را برآورده سازد. هزينه هايى كه در اين شرايط به سازمان تحميل  مى شوند عبارتند از: تنظيم شكايات، محصول، مواد برگشتى، هزينه هاى گارانتى، هزينه هاى مسئوليت در قبال محصول و هزينه هاى غيرمستقيم. بايد توجه داشت هزينه هاى اين گروه، به مراتب مهم تر از ديگر هزينه ها است چرا كه مستقيما با مشترى سر و كار داشته و مى تواند اعتبار سازمان را زير سوال ببرد. بايد در نظر داشت با وجود آنكه با بهره گيرى از اصول مديريت كيفيت، مى توان اين هزينه ها را به ميزان قابل توجهى كاهش داد، همواره اين هزينه ها در سازمان وجود دارند و نبايد انتظار صفر شدن آنها را داشت. اين هزينه ها با يكديگر وابستگى داشته و تغيير در يكى از آنها ممكن است منجر به تغيير در ديگر گروه هاى هزينه اى شود. به عنوان مثال در صورتى كه سرمايه گذارى درستى روى پيشگيرى انجام گيرد، بالا رفتن هزينه هاى پيشگيرى مى تواند منجر به پايين آمدن هزينه هاى خرابى داخلى و خارجى شود. بنابراين يك مدير كيفيت بايد بتواند با در نظر گرفتن تعامل بين اين هزينه ها، سياست كيفيت بهينه براى سازمان را شناسايى كرده و آن را به كار بندد.
اصول دمینگ
در اين باره توجه به اصول 14 گانه بهبود كيفيت و بهره ورى  از ديدگاه دمينگ مى تواند كارساز باشد:
1)  يك هدف مستمر با تمركز بر بهبود محصول و خدمات ايجاد كنيد.
2) پذيراى فلسفه جديد نپذيرفتن محصولات معيوب، مهارت هاى نامناسب و خدمات بد باشيد.
3) براى كنترل كيفيت محصولات از بازرسى انبوه اجتناب كنيد.
4) قراردادهاى خود را با تأمين كنندگان تنها براساس قيمت تنظيم نكنيد، بلكه جنبه كيفيت را نيز در نظر بگيريد. هزينه هاى كلى محصول بايد مدنظر قرار داده شوند نه فقط قيمت خريد مواد اوليه.
5) بر بهبود مستمر تاكيد كنيد. به طور مستمر سعى كنيد تا سيستم خدمات و توليد بهبود يابد.
6) روش هاى آموزش نوين را به كار گيريد و در راستاى آموزش همه افراد سازمان سرمايه گذارى كنيد.
7) رهبرى در سازمان را بهبود بخشيد و رو شهاى نوين سرپرستى را فرا گيريد.
8) ترس را از بين ببريد.
9) موانع موجود بين بخش‌هاى مختلف كارى سازمان را از ميان برداريد.
10) اهداف، شعارها و اعداد و ارقام را از سر راه نيروى كار حذف كنيد.
11) استانداردهاى كارى و سهمي ههاى عددى را حذف كنيد.
12) موانعى كه باعث م ىشوند تا كاركنان از انجام كار خويش دلسرد شوند را از ميان برداريد.
13) يك برنامه مستمر آموزشى و تعليمى براى همه افراد سازمان فراهم كنيد. تعليم روشى است براى سهيم كردن همه افراد در فرآيند بهبود كيفيت.
14) ساختارى براى مديريت ارشد طراحى كنيد كه از 13 نكته بالا به طور جدى حمايت كند.